مدیر وبلاگ
 
مازرون
سلام بنده عسگرصادقی ازخطه سرسبز مازندران وشهرستان نکاوشاغل درتهران می باشم . هدف ازتاسیس این وبلاگ معرفی جاذبه ها وگردشگری استان زیبای مارندران وهمچنین انعکاس مسائل ومشکلات منطقه می باشد.خواهشمنداست باارائه نظرات سازنده وارزشمندخود بنده رادررسیدن به این امرمهم یاری نمایید. باتشکرمدیریت وبلاگ مازرون
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 30
بازدید دیروز : 42
کل بازدید : 648017
کل یادداشتها ها : 316
خبر مایه


آنچه بر یک انسان گذراندند

 علی کردان درگذشت و از خاطرات او عبرتی عجیب ماند برای ما با وزرات علی کردان مخالف بودم نه برای مدرک دکترای پر حرف و حدیثش به دو علت که وجود این دو خصلت علیرغم این که کردان را مدیری قوی می دانستم برای دولت احمدی نژاد شایسته نبود ، خود او در مصاحبه معروف ((ناگفته های کردان)) رهایی از این دو خصیصه را بعد از ماجراهای استیضاح بیان کرد

((چیزی که این ماجرا برای من داشت و بسیار ارزشمند بود، رابطه من را با خدای من تصحیح کرد. یعنی اگر یک ته‌ آلودگی‌هایی از شرک در وجود من بود، به لحاظ ارتباطات تشکیلاتی و کارهای پشت صحنه. همون که آقای دکتر احمدی‌نژاد برگشت در مصاحبه گفت که چه شده است که ایشان که در سری‌ترین جلسات شما که تعداد افراد آن سه، چهار، پنج نفر بود. جزو نفرات اصلی و تیم اصلی شما برای اداره سیستم‌تان بود، امروز این‌طور شده است. این را توضیح بدهید.
شاید یک شرک خفی در من وجود داشت، به دلیل اینکه من، مثلا بخشی از اتاق فکر یک جریان فکری در کشور بودم. این حضور من در این اتاق فکر و اموراتی که طراحی می‌کردیم، بعد منجر به نتیجه می‌شد. شاید برای من کبر می‌آورد و این شرک بود. این ماجرا سبب شد که من، احساس کنم که هیچی نیستم. یک بنده ساده خدام و همه اراده دست اوست.
نکته دوم، نگاه حزبی و تشکیلاتی خیلی به من قالب بود. یعنی اگر تصمیمی را تشکیلات می‌گرفت، منظور همین تشکیلات رسمی کشور است که یک عده اسمش را گذاشتند، راست، ولو اینکه من با آن تصمیم مخالف بودم، می‌رفتم به‌عنوان مدافع تلاش می‌کردم که آن تصمیم در کشور جا بیفتد. این ماجرا سبب شد که احساس کنم که آن حزبی که خدا گفت حزب‌ا… باید به آن پیوست.))
وقتی که مطالب فوق را مطالعه کردم چندین بار خواستم مطلبی در این مورد بنویسم اما نشد و اینک بهانه ای پیدا شد فقدان علی کردان.
به همین بهانه دو متن زیر یکی سخنرانی مقام معظم رهبری یک روز بعد از استیضاح کردان در دیدار با کارگزاران حج (که تبلیغات سنگین رسانه های مدعی و جوی که در کشور حاکم کرده بودند باعث شد عده کمی این سخنان و اتفاقات روز قبل را به هم مرتبط بدانند) و دیگری قسمتی از نا گفته های کردان در رابطه با قضایای استیضاح فجیع یک مسلمان و لجن مالی حیثیت یک خدمتگزار در جمهوری اسلامی که به بهانه انتقام از دولت و شخص احمدی نژاد آبروی یک مسلمان که حرمتش از خانه کعبه بابلاتر از در پیش ?? میلیون آدم قربانی شد.
مقام معظم رهبری:((فضاى تبلیغاتى کشور، فضاى مطبوعاتى کشور، فضاى تبلیغات سیاسى کشور به هیچ وجه فضاى خرسندکننده‏اى نیست. ما بایستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگیرى‏هاى خودمان درس بگیریم و بدانیم بقاى نظام اسلامى، برکات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است که ما پایبند و مقید باشیم. خدا که با ما قوم و خویشى ندارد. بارها من عرض کرده‏ام بنى‏اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر میفرماید: «اذکروا نعمتى الّتى انعمت علیکم و انّى فضّلتکم على العالمین».(?) خدا بنى‏اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى‏اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کونوا قردة خاسئین»،(?) «ضربت علیهم الذّلّة و المسکنة»؛(?) تبدیل شدند به این.
وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان.این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى‏ به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها به‏آسانى بگذرد. آن وقت کسانى خطا میکنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّة»؛(?) بله اینجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از کارها هست که نتیجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را میگیرد؛ بر اثر رفتار یک عده‏اى که در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم میکنند. باید مراقب این چیزها بود.)) ??/?/??
مرحوم علی کردان: ((آقای رئیس جمهور که آن موضع را گرفت، من هم از دولت خواهش کردم و اعلام کردم دولت حق ندارد بیاید مجلس. برای اینکه یک رفتار بسیار زشتی مجلس انجام داده بود. آن رفتار زشت‌اش این بود که ?? ساعت قبل هر کس که احساس می‌کردند به نوعی به من وابستگی دارد، ورودش را به مجلس قطع کردند. از آن طرف هم گفتند معاونین پارلمانی دستگاه‌ها باید بروند بالا در تماشاچی‌ها بنشینند. خوب این خیلی کار زشتی بود، من هم به این دلیل گفتم که هیچ کس از دولت نباید بیاید. آقای رئیس جمهور هم گفتند این پیشنهاد قطعی شماست؟ فکر نمی‌کنید می‌گویند دولت رهایش کرده؟ گفتم نه! من در شرایطی‌ام که دیگر هرچه می‌خواهند بگویند، بگویند. خلاصه ما خودمان تک بلند شدیم رفتیم.
این آقایان عزیز مجلس شورای اسلامی، بعضی‌هایشان ?? سال با من ارتباط داشتند. بعضی‌هایشان ?? سال، بعضی‌ها ?? سال، بعضی‌هایشان چگونگی شکل‌گیریشان، چگونگی نمایندگی‌شان، مشکلاتی که وجود داشت با من مراوده داشتند.
ما وارد مجلس که شدیم یک فضای رعبی در مجلس درست کردند که فقط سه، چهار نفر بلند شدند آمدند استقبال من. آقای لاریجانی هم در طول این مدت که من پایین نشسته بودم، اصلا من را نگاه نمی‌کرد. حالا نگاه نمی‌کرد، به دلیل این سابقه رفاقت و حجم عظیم دوستی که بین من و او بود، مثلا شرم داشت. یا اینکه واقعا آن لحظه حرص که درش بود، مانع می‌شد. من نمی‌دانم چه بود، اما به هر حال ما را نگاه نمی‌کرد.
من هم دو تا نطق با خودم برده بودم. یک نطق حاکی از ??? پرونده با مستندات قوی علیه نمایندگان مجلس، یک نطق دیگر هم بردیم که یک نطق بود با احترامات فاعقه، با رعایت حقوق کل جمهوری اسلامی.صبح هم که من داشتم می‌رفتم سمت مجلس، نماز صبح را که خواندم، خیلی با خدا حرف زدم که خدایا تو به کمک کن که من از زبانم چیزی جاری نشود که تو راضی نباشی و جمهوری اسلامی آسیب ببیند. خیلی با خدا کلنجار رفتم. دوستانه. من با خدا خیلی دوستانه گپ می‌زنم.
خوب ما داشتیم می‌رفتیم سمت مجلس یک رفیقی به من پیامک داد که اگر شما این ذکرها را بگویی بروی مجلس، رأی می‌آوری.
من چون اصلا برای رأی‌گرفتن نمی‌رفتم، به شدت از این پیامک آشفته شدم و موبایلم را خاموش کردم.
رفتم در مجلس نشستم و نیم ساعت اول، واقعا یک کسی انگار در گوش من می‌خواند که تو آن عهدی که با خدا بستی، بیا این انحرافات را بگوها. این انحرافات را بگو جمهوری اسلامی درست می‌شود. من هرچقدر فکر می‌کردم، این با عقلم تطبیق نمی‌کرد. فکر می‌کردم می‌گفتم خوب، ما الان اینجا ??? تا پرونده را مطرح بکنیم. طبق قانون اساسی مجلس شورای اسلامی قابل منحل‌شدن نیست. یک مجلسی باقی ماند، بدون هیچ‌گونه قدرت و یال و کوپال. مشروعیت نظام کاهش پیدا می‌کند و من یکی از اشخاص موثر رده‌های یک تا ?? بودم در زمان اصلاحات که تلاش کردم حزب‌الهی‌ها قدرت بگیرند. حرف‌هایی که من اینجا بزنم، دیگر اصلا لازم نیست. دوستان اصلاحات تلاش بکنند برای رأی‌آوردن. با استناد به حرف‌های من، نه تبلیغات می‌خواهد، نه شعار، هیچ نمی‌خواهند، فقط همین حرف‌های من را در جامعه شروع کنند به پخش‌کردن و توضیح‌دادن، من دوباره عاملی می‌شوم که کلیه قدرت را با دست خودم تقدیم می‌کنم به همون‌هایی که ? یا ?? سال و یا به نوعی ?? سال من با جریان انحراف مقابله کردم.
در نتیجه همان جا من توسل کردم به بی‌بی فاطمه زهرا(س). بعد احساس کردم همین که من فکر می‌کنم درست است.
شاید یک سوال این باشد چرا شما شهادتین را جاری کردید؟ من دیدم فقط به مسلمانی من شبهه وارد نکردند. همین یک فقره مانده. به بقیه هرچه که می‌شود به یک انسان گفت، گفتند. من هم چون تقریبا تا دوران کریم‌خان زند شجره خودمان را دارم که جد ما یک روحانی بزرگی بوده که با کریم‌خان زند درگیر شد و تبعید شده بود. حداقل می‌دانستیم تا ???-??? سال پیش این را داریم.
آمدم اول شهادتین جاری کنم بگویم آقا به خدا من مسلمانم، به خدا من مبارزه کردم، به خدا من ضدانحراف بودم، به خدا من از روز اول با امام بودم، با آقا بودم،‌ با انقلاب بودم. من آدم سالمی هستم. ما آدم اصل و نصب‌دار درستی هستیم، خانواده ما آدم‌های درستی هستند، انحراف سیاسی نداریم، انحراف اقتصادی نداریم، انحراف اخلاقی نداریم، انحراف اجتماعی نداریم، دنبال مال مردم نبودیم. اگر چهار روز حقوق ما قطع بشود، زندگی ما نمی‌گذرد. ]…[
البته اینها را همه آقای لاریجانی خیلی خوب می‌داند. خوب الان هم اینکه من را از وزارت کشور حذف کرد. اصلا نگران نیستم. مجلس به من رأی نداد. این را من مانعی نمی‌دانم. آن چیزی که عرض کردم خیلی ناراحت بودم، این بود که به من تذکر می‌دهند که علیه آمریکا حرف نزن، در مورد وحدت حرف نزن، علیه اسرائیل حرف نزن…
خوب بعد از استیضاح هم که دیگر بعضی از نمایندگان آمدند برای دیدن من، بعضی‌ها زنگ زدند برای عذرخواهی.
…. من استیضاح شخص آقای لاریجانی شدم و رعبی که ایشان در مجلس ایجاد کرد. حالا (البته من بخشیدم، خدا می‌بخشد یا نه من نمی‌دانم) برای اینکه من خدماتی که برای ارتقای آقای لاریجانی در تمام مراحل، چه در زمانی که در صدا و سیما بود، چه آن فاصله‌ای که از صدا و سیما رفته بود بیرون و نزدیک‌ترین دوستانش بهش پشت کرده بودند، چه ایامی که آمد کاندیدا شد.
….. من واقعا هم اعتماد مجلس را تشکر می کنم ، هم این رای مجلس رو ازش ناراحت نیستم . ولی آنچیزی که من رو آزرده کرد دو سه تا مسئله بود.یکی این که مجلسی که ادعای اصولگرایی می کرد به من اجازه نمی داد علیه آمریکا حرف بزنم ، تذکر می دادند.
مشروح مذاکرات هست دیگر. مجلسی که چند روز بعد مراسم شهید مدرس را برگزار می کرد به من اجازه نمیداد علیه اسرائیل حرف بزنم. تذکر می دادند. علیه ضد انقلاب داخل به من اجازه ندادند حرف بزنم. تذکر می دادند. این که من تلاش می کردم در صفوف حزب اللهی ها اختلاف نظر به وجود نیاید به من تذکر می دادند. این که من تلاش کردم نطقم به گونه ای باشد که هیچ گونه آسیبی به هیچ جای کشور وارد نشود به من تذکر می دادند.
تذکر پشت تذکر که از بحث خارج شدید. و بدتر از این این که تذکر دهنده اش روحانی بود! این دیگر برای من خیلی عجیب بود که روحانی به من تذکر می داد که این چرا دارد علیه آمریکا حرف می زند!
چرا می گوید ما مشترک ایم . من وزیر هم نباشم اجازه نمی دهم اختلافی رخ بدهد. برای اینکه ماقبلش جلسه ای با من گذاشتند دوستان که فلانی اگر تو استعفا ندهی یک شکافی بین حزب اللهی های کشور ایجاد می شود که من اون جا هم گفتم خوب اگر من استعفا بدهم، مظلومیت من را که جبران می کند ؟ گفتند حالا ما راجع به مظلومیت حرف نمی زنیم.گفتم این همه جنایت علیه من شده
خوب آقایان کارخودشان را انجام دادند و خداوند توفیق داد من به حج مشرف شدم و همه آقایان را عفو کردم ، همه را به جز دو آخوند که بنا دارم علیه آن ها در دادگاه ویژه روحانیت شکایت کنم .آقای فاکر و آقای اکرمی. چون من سعی کردم تقریبا تمام رساله های صد ، صدو پنجاه سال اخیر را ببینم که آیا جوازی درونش هست که من این ها را هم عفو بکنم قبل از حج که چنین جوازی وجود نداشت.
فهمیدم این ها احتمالا دینی اختراعی دارند ، با دین اختراعی خودشان عمل می کنند. در نتیجه تمام نمایندگانی که علیه من هر کاری کرند همه را عفو کردم اما این دو نفر را من عفو نکردم.
البته من سهم خودم را بخشیدم اگر حق الناس هم شده، خدا می خواهد مجازات کند من نمی دانم، من سهم خودم را بخشیدم.
آقای احمدی نژاد در تمام مراحل پشتیبان من بود و از من حمایت کرد. آقای احمدی نژاد روز استیضاح هم به مجلس نیامد چون نقد حقوقی داشت به جلسه و این انتقاد نابه جا هم نبود. اما من به عنوان وزیر کشور نمی خواستم یک رسم بدی را جا بیندازم.))
من هم با عصابنیت از وزارت کردان و تحت تاثیر جو سنگین آن روزها با ارسال چند پیامک و لطیفه به چند نفر ، مدیون آقای کردانم که در این روزها به شدت مشغول کلنجار با خودم هستم اما آقایان مدعی اصولگرایی که این بلا را سر یک انسان آوردند می توانند شب سر راحت بر بستر بگذارند. آقایانی که برای منافع جناحی ، حزبی و نوع جدید انگیزه (مخالفت با یک نفر مثل احمدی نژآد) چنین بلای سنگینی را سر یک مسلمان می آورند و به تبع رسانه ای شدن آن حیثیت جمهوری اسلامی را به پای منافع خود قربانی می کنند می توانند آرام باشند. یعنی این قدر بغض و کینه و غرور آنها را فرا گرفته که بخواهند به راحتی در مقابل سیئه ای به این بزرگی خود را آرام نشان دهند.
به نظرم کردان عاقبت به خیر شد به خاطر جوانمردی که از خود نشان داد و پرونده آن ??? مدعی اصولگرایی را به خاطر حفظ نظام برملا نساخت به حج رفت همه را بخشید و در عرض یک سال با تاثیر عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس به رحمت ایزدی پیوست.خدا او و همه مظلومینی که به طریقی آماج حملات دنیا دوستان قرار گرفتند را بیامرزد. اما آنها که به خاطر لجبازی و تکبر و خودبزرگ بینی و خود کارشناس بینی بی پروا آبروی نظام را به بازی گرفتند چه عاقبتی در انتظارشان است.
خداوند بدخواهانش را عذاب دنیوی و اخروی دهد(آمین)

 






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ