با سلام خدمت دوستان عزیزم میلاد با سعادت موالموحدین وروز پدررا به شما تبریک عرض نموده وشعرزیر راتقدیم به شما می نمایم علی ز عشق تو مستم ، دلم به عشق تو بستم به مکه رفتم و آنجا کنار کعبه نشستم کنار بیت الهی طواف کعبه نمودم به گاه طوف حریمش ولی ؛ به یاد تو بودم چرا که عزت کعبه به یمن روی تو باشد خوشا طواف کسی که به جستجوی تو باشد طواف کعبه نباشد به غیر دور تو گشتن چه سود طوف حریمش اگر که باتو نگشتن توئی فقط تو علی جان که خانه زاد خدائی به افتخار بگویم : علی ؛ تو (( قبله نمائی )) دلم اسیر نگاهت نشسته بر سر راهت من آمدم به گدائی من آمدم به پناهت ز غیر تو چه بخواهم؟ توئی هرآن چه که خواهم قسم به عزت کعبه ؛ علی به جزتونخواهم منم چو سائل و ؛ لیکن کجا روم بجز این در ؟ تمام عمر ؛ نکوبم دری بجز در حیدر به بیت حیدر کرار ؛ غلام حلقه به گوشم من این مدال شرف را به عالمی نفروشم علی تو دار و ندارم ، علی تو بود و نبودم به گاه دیدن کعبه ؛ هماره یاد تو بودم چو کعبه سینه ی خود را برای تو بگشاید علی به سینه ام آیا به غیر نام تو شاید ؟! چگونه سینه ی خود را به مهر تو نسپارم ؟! امیر قلب منی تو ؛ دمی به خود مسپارم دمی که عیسی مریم بخواست تا که بیاید ندا رسید : " مریم درون خانه نشاید !! " اگــر چه تا به قیامت چو عیسی تو نیاید زنی مثال تو مریم چو عیسی ار که نزاید حریم خانه نگه دار برون ز خانه ی حق شو !! برای زایش عیسی به جایگاه دگر رو !! لیاقتش نه به حدی است که خانه زادی حق را زنم به نام رفیــع مسیح مریم عــذرا مقام عیسی مریم ؛ رفیـــع باشد و اما بداده ام به ( علی ام ) من این مدال شرف را کنار بیت الهی دمی کـــــه فاطمه آمد همین که بر دل پاکش هراس و واهمه آمد ندا رسید درون آ ؛ برون خانه چرائی ؟! علی بیا که فقط " تو " تو خانه زاد خدائی علی تو فخر زمانی ؛ علی تو فخر زمینی